بعد از آن خبرسازیها شروع شد و تلاش شد به آن جنبه تروریستی داده شود. اما آنچه اهمیت این خبر را بیشتر نمود داد، بروز حادثه در منطقه بحرانزده خلیج فارس بود؛ جایی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران صفآرایی کردهاند. البته این روزها هر حادثه در هر نقطه از جهان را سعی می کنند به نوعی به ایران مرتبط کنند؛ مانند حادثه پایگاه فرفورد انگلیس!
این موضوع را وقتی با محسن مدنی، روزنامهنگار و نویسنده عراقی که بررسی می کردیم، او اشاره جالبی داشت به ماجرا و از زاویه دیگری به آن نگاه می کرد.
او گفت، باید به قضیه عمان، بهویژه بعد از حادثه «فلای دبی» اهتمام ویژه داده شود، زیرا با وجود اینکه اصل قضیه اگر آن طور که گفته شده صحیح باشد، یک مسأله صرفاً فردی است، اما در رسانههای عربی منطقه به نحو محسوسی تلاش شد القای انتساب آن به سلطنت عمان برجسته شود.
این دیدگاه مدنی را می شود جدی تلقی کرد، بهویژه آنکه طی ماههای اخیر کشورهای حوزه خلیج فارس به دلیل همراهی نکردن عمان در جریان جنگ علیه ایران و همچنین ادامه مذاکرات تهران و مسقط درباره طراحی ساز و کار جدید و قانونمند کردن تردد در تنگه هرمز، از این سلطاننشین حاشیه غربی اقیانوس هند رنجیدهاند.
البته رنجش شیخنشینهای جنوب خلیج فارس سابقه قبلی هم داشته است؛ بهویژه در موضوع پرونده یمن، هم عربستان و هم امارات با سلطنت عمان زاویه داشتهاند.
مدنی می گفت این تکرار نام سلطنت عمان در تیترهای خبری در طول هفتهها و ماههای اخیر عجیب است و به نظر میرسد نوعی ذهنیتسازی در مخاطبان را هدف قرار داده تا شاید اذهان برای سناریوهای بعدی آماده شود.حتی از لحن و موضع گیری اولیه ترامپ می شود این نارضایتی را در آمریکاییها هم احساس کرد، بهطوری که ترامپ به شکل مستقیم عمان را به نابودی و بمباران تهدید کرد که بهانه آن همکاری مسقط با تهران و انجام مذاکرات در مسأله مدیریت تنگه هرمز بوده است.
مدنی با ذکر یک نکته دیگر به این مضمون «حالا هم گویا دهانه سمت جنوبی هرمز که در اختیار عمان است، اشتهای ترامپ را برای سلطه بر آن برانگیخته و این نقطه را حتی به نام خودش در صفحه شخصیاش در تروث سوشیال نامگذاری کرده است»، این سوال را مطرح کرد که آیا در اتاقهای فکر غربی- عربی – عبری طرحی برای سلطنت عمان در دست تهیه است؟
این سوال از آنجا حائز اهمیت است که در مجموع روایات دو سه روز گذشته از این ماجرا، بیشترین تمرکز خبری روی کمک خلبان عمانی صورت گرفته است که گفتهاند قصد داشته هواپیما را با ۱۸۲ مسافر عمدتا یهودی اسرائیلی، به زمین بکوبد و پیرو آن خبرها عمدتا با تیتر یا سرتیتر سلطنت عمان و خبرسازیهای مرتبط با آن در صدر رسانهها قرار گرفته است.
این برجستهسازی نام سلطنت عمان، در همان ساعات اولیه در رسانههای منطقه و از قول منابع اماراتی و سعودی مطرح شد؛ به این ترتیب که کشور عمان کمکخلبان عمانی را به دلیل گرایشهای افراطی از کار اخراج کرده بود و بعدا او سر از امارات درآورده است!
به هر ترتیب، اهمیت ماجرا بیشتر از آنجاست که حادثه در منطقه آتش در خاورمیانه رخ داده است و طبیعی است که هر عامل خارجی یا حتی بیربط هم میتواند روند تحولات منطقه را از کنترل خارج کند، بهطوری که در همان ساعات اولیه دونالد ترامپ موضع گیری شتابزدهای کرد و احتمال داد که میان این حادثه و تهران ارتباطی وجود داشته باشد، اما این ادعا به سرعت از سوی مقامهای رسمی در منطقه، از جمله عربستان و امارات رد و گفته شد که در تحقیقات اولیه هیچ مدرکی از وجود هرگونه رابطه میان این حادثه با ایران در دست ندارند و بنابراین باید منتظر نتیجه تحقیقات ماند.
این حادثه یک موضوع عادی و فردی بوده یا کار سازمانیافته و تروریستی، هنوز مشخص نیست اما آیا میتوان این احتمال را در نظر گرفت که عربهای خلیج فارس خواسته باشند با این بازی، برادر کوچکشان را در دریای عمان تنبیه کنند؟