یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۳
نظرات: ۱
۰
-
[مینا حیدری] کودک‌فروشی به قیمت لایک

زمانی عکس بچه‌ها را در آلبوم‌های خانوادگی نگه می‌داشتیم؛ عکس‌هایی که شاید سالی یک‌بار هم دیده نمی‌شدند، چند تصویر از تولد، روز اول مدرسه، سفر یا یک شیطنت کودکانه...

زمانی عکس بچه‌ها را در آلبوم‌های خانوادگی نگه می‌داشتیم؛ عکس‌هایی که شاید سالی یک‌بار هم دیده نمی‌شدند، چند تصویر از تولد، روز اول مدرسه، سفر یا یک شیطنت کودکانه. امروز اما همان عکس‌ها می‌توانند در چند دقیقه به دست هزاران نفر برسند. دیگر آلبوم خانوادگی، فقط آلبوم نیست؛ گاهی صفحه‌ای است که همه می‌توانند ببینند، درباره‌اش نظر بدهند و حتی از آن کسب درآمد کنند.

اخیرا  پلیس تهران بزرگ درباره کودک‌بلاگرها هشدار داده است که بهره‌گیری ابزاری از کودکان برای جذب مخاطب و کسب درآمد در فضای مجازی، نمی‌تواند تحت عنوان فعالیت هنری یا تبلیغاتی توجیه شود و هرگونه رفتار منجر به تضییع حقوق، آسیب یا سوءاستفاده از کودکان، با برخورد قانونی مواجه خواهد شد.

مسأله فقط انتشار عکس یا ساختن ویدئو نیست. مسأله این است که چه زمانی کودک از انسانی کوچک با دنیای خودش، تبدیل به محتوا می‌شود. کودک‌بلاگری شاید در ابتدا بی‌ضرر به نظر برسد؛ بچه‌ای که جلوی دوربین حرف می‌زند، بازی می‌کند یا همراه پدر و مادرش ویدئو می‌گیرد. خیلی از خانواده‌ها هم احتمالا با نیت بد وارد این مسیر نمی‌شوند. اما وقتی تعداد دنبال‌کننده‌ها بالا می‌رود و پای تبلیغات و درآمد وسط می‌آید، ماجرا دیگر مثل روزهای اول نیست.

آن وقت کودک باید برای دوربین بخندد، حتی وقتی حوصله ندارد. ممکن است مجبور شود درباره موضوعی حرف بزند که هنوز برای فهمیدنش کوچک است. ممکن است بخشی از خصوصی‌ترین لحظه‌های زندگی‌اش، از دعوا و گریه گرفته تا ترس و بیماری، تبدیل به محتوایی شود که قرار است مخاطب را نگه دارد. بدتر این که کودک معمولا نمی‌داند تصویری که امروز از او منتشر می‌شود، ممکن است سال‌ها بعد هم در اینترنت باقی بماند.

کودکی که امروز از دیده شدن خوشحال است، شاید ده سال دیگر از همان تصاویر خجالت بکشد. شاید نخواهد همکلاسی‌هایش فیلمی را ببینند که در پنج‌سالگی از او منتشر شده است. شاید نخواهد همکاران آینده‌اش بدانند که در هفت‌سالگی چه حرفی زده یا در چه برنامه‌ای شرکت کرده است. اما آن زمان دیگر تصمیم با او نیست؛ تصویرش پیش از آن‌که خودش بتواند درباره هویتش تصمیم بگیرد، در فضای عمومی ثبت شده است. اینجا پای یک مسأله مهم‌تر هم به میان می‌آید: پول.

وقتی صفحه‌ای که با حضور یک کودک ساخته شده، درآمدزایی می‌کند، کودک دیگر فقط فرزند خانواده نیست؛ به بخشی از یک فعالیت اقتصادی تبدیل می‌شود. اگر درآمد صفحه بالا باشد، چه تضمینی وجود دارد که کودک بتواند هر وقت دلش خواست از این فعالیت کنار بکشد؟ اگر نخواهد جلوی دوربین برود چه؟ اگر از یک برنامه یا تبلیغ خوشش نیاید چه؟ آیا «نه» گفتن برای او واقعا امکان‌پذیر است؟ این پرسش‌ها زمانی جدی‌تر می‌شوند که بدانیم در بسیاری از موارد، تصمیم اصلی را والدین می‌گیرند و کودک تنها در برابر دوربین قرار می‌گیرد.

البته همه خانواده‌هایی که از فرزندشان محتوا منتشر می‌کنند، الزاما در حال سوءاستفاده از او نیستند. نمی‌شود هر عکس یا ویدئوی خانوادگی را مصداق کودک‌آزاری دانست. مسأله از جایی شروع می‌شود که منفعت بزرگسالان بر حق کودک مقدم شود؛ جایی که درآمد، شهرت یا تعداد بازدید، از آرامش و حریم خصوصی کودک مهم‌تر شود.

در این میان، مخاطب هم بی‌تقصیر نیست. بازار کودک‌بلاگری فقط با تولیدکننده محتوا ساخته نمی‌شود؛ با تماشاگر هم ساخته می‌شود. هرچه محتوای خصوصی‌تر، عجیب‌تر یا آسیب‌زننده‌تر بیشتر دیده شود، انگیزه تولید آن هم بیشتر خواهد شد.

شاید لازم باشد قبل از این‌که درباره جذاب بودن کودک، بامزه بودن رفتار او یا تعداد دنبال‌کنندگانش حرف بزنیم، یک سؤال ساده بپرسیم: اگر این کودک بزرگ شود و روزی از تمام این تصاویر ناراضی باشد، چه کسی مسئول پاک کردن گذشته اوست؟

کودکی یک دوره تکرارنشدنی است. کودک حق دارد اشتباه کند، خجالت بکشد، نظرش عوض شود و حتی نخواهد دیگران او را ببینند. اگر قرار باشد هر لحظه از کودکی، به محتوای قابل‌انتشار و هر لبخند به فرصتی برای تبلیغات تبدیل شود، چیزی از این حق باقی نمی‌ماند.

کودکان برای دیده شدن به دنیا نیامده‌اند؛ آن‌ها برای زندگی کردن آمده‌اند. شاید بد نباشد بزرگسالان، قبل از روشن کردن دوربین، همین تفاوت ساده را به یاد بیاورند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

نظرات

  • منتشرشده: 1
  • در انتظار بررسی: 0
  • غیرقابل انتشار: 0
  • گزان خامسی IR ۱۱:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۸
    تکرار بی منتهاست

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی